خشنوتره اورهه مزدا

                                                   «به خشنودی اهورمزدا»

 

 

             

 

پزشکان نامدار ایران باستان:

به نوشته ی جلیل دوستخواه:

 

ثریتا:

ثریتا نخستین کسی است که بیماری و مرگ را از جهان دور میراند.اهورمزدا ده هزار گیاه دارویی را که گرداگرد درخت جاودانگی-گورکرن یا هوم سپید-روییده بود در دسترس او مینهد.از انجا که هوم ماییه زندگی و تندرستی است است.نخستین نیایشگر وی نیز باید نخستین پزشک باشد.ثریتا در اصل با ثروتیون«فریدون» یکی بوده است.بنا بر نوشته ی حمزه ی اصفهانی او بنیان گذار دانش پزشکی و داروسازی است و بر تعویذها یا عزایمی که برای دفع موجودات شریر و درمان بیماری ها به کار میرود نام او را نینگارند.

در اوستا برای از میان بردن بیمارهای گری.تب ابگونه های چرکین گوناگون.ناتوانی و اسیب های دیگری که مار پدید اورده است فروشی(فروهر) فریدون ستوده میشود.چنین برمیاید که ایرانیان بیماری ها را پدید امده از مار و به دیگر سخن گونه ای زهرالود میدانستند.این نظریه که دانش جدید نیز ان را یکسره رد نمیکند نقش بزرگ مار را در پرستش «اسکلیپیوس»(در اساتیر یونان اسکلپیوس یا اسکولاپ هم قهرمان و هم خدای پزشکی به شمار میرفت و از نشانه های ویژه ی او مارهای پیچیده به دور یک چوب است.)یاداوری میکند.

همانگونه که بیماری از مار پدید میاید درمان نیز باید-یا میتواند-از مار پدید اید.به نظر میاید که در وداها نیز ثریت خدای پزشکی بوده است.

تارخ بلعمی: نخستین ملکی که به دانش نجون اندرنگریست و برای دانش پزشکی نیز رنج برد و تریاق بزرگ (تریاک) را او (فریدون) به دست اورد.

تاریخ پیامبران و شاهان:فریدون افسون و نیز تریاق را که از جرم افعی به دست میاید به وجود اورد و دانش پزشکی را بنیان نهاد و از گیاهان داروهایی برای درمان جانداران بساخت.

 

زرتشت:

 

زرتشت از راه دانش ایزدی و بینش مینوی درمان بیماری را که بیرون از اندیشه ی پزشکان بود اشکار کرد.وی از وردهای ویژه ای مهره های مرهم بخش و اب های شفابخش اگاهی داشت.افزون بر مردمان بر بهبودی و درمان جانداران نیز چیره دست بود.برای نمونه هیچکس جز او نتوانست چاره گر اسب شاه گشتاسپ باشد که چهار دست و پایش دربدنش فرورفته بود و دیگر نمیتوانست بایستد.

نویسندگان یونانی از میان اثار زرتشت از کتابی به نام (درباره ی خواص اشجار-درباره ی ویژه گی سنگ ها)یاد کرده اند که دربارهی گوهر شناسی بوده و ویژگی های پزشکی و جادویی کانی ها را گفته است.همچنین زرتشت کتاب دیگری به نام درباره ی طبیعت که بخشی از ان درباره ی گیاه شناسی بوده است.

 

 

 سءنا saena:

 

به نوشته ی «ن.بختورتاش»پس از زرتشت پژوهشگر دیگری به نام سءنا مکتب پزشکی ویژه ای را پایه گذاری کرد و سد دانشجو در اموزشگاه او به فراگیری پزشکی و هنر جراحی میپرداختند..دنباله ی مکتب او در سده های بعد به نام «مکتب اکباتان» برقرار شد و هماره یک سد دانشجوی برجسته در حلقه ی درس گرد میامدند.تمیستوکلس یونانی که به مکتب اکباتان راه یافته بود میگویید شرایط ورود به تحصیل دران بسیار سخت و دشوار و فلسفه.اخترشناسی و جغرافیا اموزش داده میشود.

 

به احتمال قریب به یقین سءنا همان نامی است که به زبان پهلوی به گونه ی «سءین مورو) درامده و رفته رفته در پارسی کنونی سیمرغ شده است.سیمرغ کخ به نام فرزانه و حکیم در ادب و عرفان ایران برای خود جایی باز کرده است معرف انسانی دانش پژوه و جراح و عارف میباشد.«سءین مورو»سرپرستی ذال را میپذیرد و سپس هنگام زادن رستم زال را که نگران زاییدن رودابه است را دلداری میدهد.و با راهنمایی فرزانه ای با انجام عمل بی هوشی پهلوی رودابه را میشکافد و نوزاد را از درون شکم او بیرون میشد(سزارین امروزی یا رستمینه )و سپس جایگاه زخم را میدوزد و با امیخته ای از گیاهان دارویی زخم را میبنند.و درمان میکند.

پر سیمرغ مرهم زخمها بود.هنگتمه که رستم در نبرد با اسفندیار دچار زخم و خستگی (جراحت) میشود سیمرغ به یاری اش میاید:

 

«نگه کرد مرغ اندر ان        خستگی              بجست اندرو روی پیوستگی  

به منقار ازان خستگی خون کشید               فروهشت پیکان و بیرون کشید

بران      خستگی      بمالید     پر                 هم اندر زمان با هوش و فر   »

 

استانس:

 

از دانشمندان نامدار هخامنشی و اموزگار (دموکریت)یونانی بوده است.وی در زمینه های کیهان شناسی و الاهیات و دنیای طبیعت و کیمیاگری بسیر چیره دست بود و نسکی هشت گانه از خود به یادگار گزاشت.

فهرست گیاهان دارویی که از وی در نوشتارهای یونانی امده نشان میدهد که در گیاه درمانی دست داشته است اما بیشترین شهرت او در زمینه ی روان پژوهی (در پیست های پیشین دراین باره سخن به میان امده) و فرا هستی (ماوراطبیعه)بوده است میتوان استانس را یک مانترا پزشک زبر دست به شما اورد.

 

مهرداد ششم:

 

از افرادی که در گاه اشکانی میزیسته و یادش یتواند ایران را تا همیشه زنده نگاه دارد.مهرداد ششم حکمران پنتوس است.سلسله ی پادشاهان پونتوس کاپادوکیه در واقع دران بخش از کاپادوکیه حکم میراندند که در در مجاورت دریای سیاه ( پونتوس ) بود.

تختگاه این سلسله نخست اماسیه در کنار رود ایریس بود و گورهای چهارتن از فرمانوروایان ان هنوز در دل سنگ ها باقی است.چون تعداد زیادی از پادشاهای این سلسله میتریداس یا مهرداد نام داشته اند شاید عنوان مهردادیان برای سلسله ی انان نام مناسبی باشد.این پادشاهان نسب خود را به داریوش نخست شاه هخامنشی میرساندند.

مهرداد ششم از یازده سالگی به تخت نشست و مادرش نایب السلطنه بود.در انواع ورزش و شکار میتوان گفت بی همال بودو همچنین به همهی هنرهای زیبا و ادبیات و فلسفه علاقه داشت.بیست و دو زبان یا لهجه را حرف میزد چنانکه در گفتگو با مردمان قلمرو خود از مترجم استفاده نمیکرد.سوذن به دیگران ان را واداشت که درباره ی همهی زهر ها پژوهش کند و عادت تدریجی به ان ها وی را در برابر زهرهای جانگزا امان داد.

 

در طی این ازمایشات دانستنی های پزشکی سودمندی هم به دست اورد که حتی پس از وی مورد توجه پومپه فاتح رومی قلمرو او نیز واقع گشت.به همین روی اصطلاح میتریداتیسم در پزشکی از نام این پادشاه گرفته شده است.و به چم اکتساب ایمنی از راه خوردن زهر است.به این ترتیب که میزان خوردن زهر هر بار بیشتر از بارهای پیش میشود.تا ایمنی حاصل گردد.طبق نظر موخ مشهور امریکایی اتول بتماندر تاریخ مصور طب مهرداد در تاریخ طب به عنوان نخستین ایمنی شناس معروف است.

 

 

مانی:

 

بینشور و هنرمند نامدار در پزشکی نیز دست داشته است به ویژه خواب کننده «هیپنوتیزم» چیره دستی نیز بوده است.

 

برزویه:

 

در زمان انوشیروان اثار مهم یونانی و هندی به پارسی برگردانده شد از جمله این نسک ها میتوان به نسک های افلاطون و ارسطو و همچنین کلیله و دمنه اشاره کرد.

برای تهیه کلیله و دمنه برزویه مخفیانه به هندوستان عزیمت کرد.برزویه تنها پزشک دوره ی ساسانی است که اگاهی های زیادی درباره اش وجود دارد.در کتاب کلیله و دمنه در شرح حال برزویه چنین امده است:

 

« چنین گویند برزویه مقدم اطبای پارس که پدر من از لشکریان بود و مادر من از خانهی علمای دین زرتشت.و نخستین نعمتی که نخست ایزد تعالی و تقدس بر من تازه گردانید دوستی پدر و مادر بود و شفقت ایشان بر حال من چنان که از برادران و خواهران مستثنی شدمو به مزیت تربیت و ترشح مخصوص گشت.و چون سال عمر به هفت رسید مرا به دانش طب تحریص نمودند و چندان که اندک وقوفی افتاد و فضیلت ان بشناختم به رغبت صادق و حرص غالب در تعلم ان میکوشیدم تا بدان صنعت شهرتی یافتم و در معرض معالجات بیماران امدم.انگاه نفس خویش را میان چهار کار که تکاپوی اهل دنیا ازان بتواند گذشت ممیز گردانیدم.وفور مال و لذات حال و ذکر سایر و ثواب باقی.و پوشیده نماند که علم طب نزدیک همهی خردمندان و در تمامی دین ها ستوده است و در کتب طب اورده اند که فاضلتر اطبا ان است که بر معالجت بر اثر ذخیرت اخرت مواظبت نماید.که به ملازمت این سیرت نصیب دنیا هرچه کاملتر بیابد و رستگاری ابدی مدخر گردد.چنانکه غرض کشاورز در پراکندن تخم دانه باشد که قوت اوست اما گاه که علف ستوران است به تبع ان هم حاصل اید.برجمله برین کار اقبال تمام کردم و هر کجا بیماری نشان یافتم که در وی امید صحت بود و معالجت او بر وجه حسبت بر دست گرفتم.»

 

در این باب از کلیله و دمنه برزویه نکات جالبی در باب جنین شناسی دارد.وی در جایی ازین باب مینویسد:

 

« ابی که اصل افرینش فرزندان است چون به رحم بپیوندد با اب زن بپیوندد و تیره و غلیظ ایستد و بادی پدید ارد و ان را در حرکت ارد تا همچو اب پنیر گردد.پس مانند ماست شود.انگاه اعضا قسمت پذیرد و روی پسر سوی پشت مادر و روی دختر سوی شکم مادر باشد.و دستها بر پیشانی و زنخ بر زانو و اطراف چنان فراهم و منقبض که گویی در سره اس بستستی.نفس به حیلت میزند.زبر او گرمی و گرانی شکم مادر و زیر انواع تاریکی و تنگی چنان که به شرح حاجت نیست.چون مدت درنگ وی سپری شود و هنگام وضع حمل و تولد فرزند باشد بادی بر رحم مسلط شود و قوت حرکت در فرزند پدید اید تا سر سوی مخرج گرداند و از تنگی منفذ ان رنج ببیند  که هیچ شکنجه ای صورت نتوان کرد...»

 

در شاهنامه درباره ی برزوی امده :

 

 

«به گاه شهنشاهی نوشیروان            که نامش بماند تا جاودان

ز هر دانشی موبدی خواستی           که درگاه بدیشان بیاراستی

به فرمان او بود یکسر     جهان           بزرگان     کارازموده    مهان

پزشک و سخن گوی و کند اوران          گذارنده    و    ازموده   سرا

ابر     مردمی     نامور    مهتری       کجا  بر سری داشتی افسری

پزشک     سراینده  برزوی    بود      به پیری رسیده سخنگوی  بود

ز هر دانشی   بهره ای   داشتی     به دانش همی سر برافراشتی»

 

 

 

و در ادامه به شرح بیمارستان ها و دانشگاه های پزشکی میپردازیم....

گرداورنده:      ایران پرست

 

پوزشی به همه ی شما دوستان و خوانندگان گرامی بدهکارم برای نیاوردن نام سرچشمه و نویسنده.

این بار خود اقای امید عطایی فرد نویسنه ی کتابی که از روی ان این تارکده را به روز کرده بودم در بخش نظرات به من این کار را گوشزد کردند و از ایشان سپاسگذارم.بیش ازین چند تن دیگر از دوستان هم خواستار این موضوع شده بودند که بخاطر پاره ای از مسایل از یاد برده بودم.

و از همه ی دوستان پوزش میخواهم.

سرچشمه: مرز مزدایی/امیدعطایی فرد

گرداورنده: ایران پرست

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389 14:14 به خامه ی : ایران پرست |